پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی

از مرغ چمن زاغ و زغن را نشناسی

عمریست نفس سوخته ام حیف بسی هست

کز مرغ قفس مرغ چمن را نشناسی

این با که توان گفت که با دعوی فطرت

معنی نو و لفظ کهن را نشناسی

نشناسی اگر خار ز گل زاغ ز بلبل

سهلست دریغا که سخن را نشناسی

خوشباش طبیب ارشنوی طعنه ز راهب

افسوس که آن عهد شکن را نشناسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  2. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  3. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  4. شمارهٔ ۱۶۲کردیم شبی روز غریبانه بدامی
  5. شمارهٔ ۱۶۳مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی
  6. شمارهٔ ۱۶۴مسلمانان مرا حال تباهی
  7. شمارهٔ ۱۶۵یاد آر ای ستمگر از حال خاکساری
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.