پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

دلی دارم که دارد اضطرابی

چو آن ماهی که دور افتد ز آبی

کبابم دل شرابم خون دل بس

نمی خواهم شرابی و کبابی

برآرم خفتگان را هر شب از خواب

تو شب آسوده در بستر بخوابی

ندارد سخت جانی همچو من یاد

از آن کرد آسمانم انتخابی

برآرد چون کرم از آستین دست

گناهی کرده باشم یا ثوابی

چو آید پای رحمت در میانه

چه حشری چه حسابی چه کتابی

طبیب خسته را گفتی کجا شد

شنیدم ناله ای دوش از خرابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  2. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  3. شمارهٔ ۱۶۲کردیم شبی روز غریبانه بدامی
  4. شمارهٔ ۱۶۳مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی
  5. شمارهٔ ۱۶۴مسلمانان مرا حال تباهی
  6. شمارهٔ ۱۶۵یاد آر ای ستمگر از حال خاکساری
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.