پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری

که ظلم باشد میی که آن را کشد حریفی به ناگواری

ز تیغ جورت ستیزه‌کارا مرا چو کشتی تو خون‌بها را

پس از هلاکم بود خدا را که شرح حالم به خون نگاری

به باغ جنت برم چه حسرت ز تاج و دولت کشم چه منت

در آستانت گرم سپاری ز بندگانت گرم شماری

دلم چه کاوش کنی به مژگان ز کرده ترسم شوی پشیمان

نظر چو داری به دل‌فگاران خوشم از آن رو به دل‌فگاری

طبیب از انده ز روزگارم اگر به مستی کشیده کارم

مکن ملامت مرا که دارم بسی شکایت ز هوشیاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  2. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  3. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  4. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  5. شمارهٔ ۱۶۲کردیم شبی روز غریبانه بدامی
  6. شمارهٔ ۱۶۳مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی
  7. شمارهٔ ۱۶۴مسلمانان مرا حال تباهی
  8. شمارهٔ ۱۶۵یاد آر ای ستمگر از حال خاکساری
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.