پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

چو باشد مایل بیداد شاهی

چه خیزد از فغان دادخواهی

ببخشا بر تهیدستان خدا را

بشکر آنکه داری دستگاهی

شبست و وادی و گمکرده راهم

مگر آید زغیبم خضر راهی

زخیل آن سگانم کو ندارد

بغیر از آستان تو پناهی

عجب دارم که چون میرم باین سوز

گلی روید زخاکم یا گیاهی

در آن ملکی که شاهی داورش نیست

مبارک ملکی و فرخنده شاهی!

طبیب خسته را بی‌جا مرنجان

حذر می‌کن ز آه بی گناهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  2. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  3. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  4. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  5. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  6. شمارهٔ ۱۶۲کردیم شبی روز غریبانه بدامی
  7. شمارهٔ ۱۶۳مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی
  8. شمارهٔ ۱۶۴مسلمانان مرا حال تباهی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.