پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی

چه شود اگر بگیری ز غلام خود سراغی

چو تو گلشنی و باغی به کنار من چو آیی

چه روم به گشت گلشن چه روم به سیر باغی

ز جفا و جور گردون چو شکسته و ضعیفم

ز شراب کهنه ساقی برسان به من ایاغی

ز ستمگری چگونه، بودم امید مرهم

که به روی داغ دیگر نهدم به سینه داغی

بروم اگر به گلشن به گلی نظر ندارم

که به گلشنی نرفتم که نبود بانگ زاغی

نبود طبیب دیگر سر و برگ نظم و شعرم

که جدا ز هم‌زبانان نبود مرا دماغی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  2. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  3. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  4. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  5. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  6. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  7. شمارهٔ ۱۶۲کردیم شبی روز غریبانه بدامی
  8. شمارهٔ ۱۶۳مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.