پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

ببخشا ای که میر کاروانی

به واپس مانده‌ای بر ره روانی

درین گلشن من آن مرغ غریبم

که بر شاخی ندارم آشیانی

فغان نو به دام افتاده صیدی‌ست

به گوشت گر رسد امشب فغانی

تو و ای فاخته سروت که ما را

بود بس جلوه سر و روانی

جبین طاعتم بنگر که فرسود

ز بس سودم به خاک آستانی

پشیمان گردی از بیداد چون خاست

ز دل آهی، و تیری از کمانی

طبیب خسته وقتش خوش کز او ماند

ز حرف عشق هرسو داستانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵چو باشد مایل بیداد شاهی
  2. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  3. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  4. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  5. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  6. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  7. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  8. شمارهٔ ۱۶۲کردیم شبی روز غریبانه بدامی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.