پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

به ساقی گفت در میخانه مستی

به دستی ساغر و مینا به دستی

که عهد دوستی با ما نگارا

چرا بستی و بی‌موجب شکستی

بپرس از ما که واپس‌ماندگانیم

به راحت ای که در منزل نشستی

عماری کش مرو چندان شتابان

کنون چو محملش بر ناقه بستی

مگر آن دل‌شکن آمد که از دل

به گوشم آمد آواز شکستی

بشارت باد خاصان حرم را

که عزم تو بدارد بت‌پرستی

مگر با یار می خوردی که از شوق

طبیب امشب نه هشیاری نه مستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
  2. شمارهٔ ۱۵۵چو باشد مایل بیداد شاهی
  3. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  4. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  5. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  6. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  7. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  8. شمارهٔ ۱۶۱ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.