پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی

که از دام علایق گر توانی جست، آزادی

تو با بیگانگان بنشین به عشرت کز غم آزادی

که با غم آشنایان را نباشد خاطر شادی

من آن روزی ز شهد عشق شیرین‌کام گردیدم

که در این بیستون نه خسروی بود و نه فرهادی

به حرمان دل حسرت نصیبم گو بهار آمد

به هر گلشن که دیدم قمریی یا سرو آزادی

ز هجر عافیت دشمن، به گردون رفت فریادم

تو بی‌پروا نشد یک شب دهی گوشی به فریادی

ز لعلت خواستم کامی کنم حاصل ندانستم

که دارد در میان چشمت ز مژگان تیغ بیدادی

حیاتی در گذر دارم وداعی در نظر دارم

فغانی با اثر دارم تو هم ای گریه امدادی

چه سود اوراق عمر تو طبیب از خنده غفلت

درین گلشن به رنگ گل که بر باد فنا دادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳ببخشا ای که میر کاروانی
  2. شمارهٔ ۱۵۴تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
  3. شمارهٔ ۱۵۵چو باشد مایل بیداد شاهی
  4. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  5. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  6. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  7. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  8. شمارهٔ ۱۶۰زصید من چه شود گر عنان بگردانی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.