پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

از می لعل بکف تا دو سه جامی داری

نوش کن نوش که خوش عیش مدامی داری

بنده ای همچو منت نیست بهیچم مفروش

خبرت نیست که ارزنده غلامی داری

می روم هر نفس از خود، من ای باد صبا

می توان یافت که از دوست پیامی داری

کی ز قید تو توان رست که در صید گهت

هر طرف می نگرم دانه و دامی داری

نیست اکنون چو ترا قوت رفتار طبیب

زین چه حاصل که بکویش دو سه گامی داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲به ساقی گفت در میخانه مستی
  2. شمارهٔ ۱۵۳ببخشا ای که میر کاروانی
  3. شمارهٔ ۱۵۴تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
  4. شمارهٔ ۱۵۵چو باشد مایل بیداد شاهی
  5. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  6. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  7. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
  8. شمارهٔ ۱۵۹رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.