پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

از ما درین گلستان جویند گر نشانی

بر گلبنی است ما را دیرینه آشیانی

با ما اگر نشینی از مصلحت زمانی

عمری پی تلافی هم بزم دیگرانی

یکدم بطاقت خود گر داشتم گمانی

می کردم از تغافل یکچندش امتحانی

کافیست این سعادت ما را که بعد مردن

بر زیر سر گذاریم خشتی ز آستانی

افغان که در ره عشق نشنیدم و ندیدم

نه ناله درائی نه گرد کاروانی

داریم از فراقت ای مهر عالم افروز

چون شمع صبحگاهی بر لب رسیده جانی

امشب طبیب دلها از ناله تو خون شد

پیداست از فغانت کز دلشکستگانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
  2. شمارهٔ ۱۵۱به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
  3. شمارهٔ ۱۵۲به ساقی گفت در میخانه مستی
  4. شمارهٔ ۱۵۳ببخشا ای که میر کاروانی
  5. شمارهٔ ۱۵۴تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
  6. شمارهٔ ۱۵۵چو باشد مایل بیداد شاهی
  7. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  8. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.