پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته

شکرانه فراغت از همرهان خسته

چشم بد فلک بین کامشب ببرم عشرت

یکسو سبوفتاده یکسو قدح شکسته

از نوبهار وصلم یاد آید و خروشم

بینم چو عندلیبی در گلشنی نشسته

روزی دوای اسیران صبری کنید و بینید

کز هم گسسته دام و درهم قفس شکسته

هجر و بلای هجران گر این بود، در وصل

بر روی عشقبازان یارب مباد بسته

در چشم نیمخوابش پیدا بود که سر خوش

در بزم مدعی دوش تا صبحدم نشسته

گفتی طبیب خسته بسته بدیگران دل

اما چنانکه بر تو بر دیگران نبسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  2. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  3. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  4. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۴۸از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  6. شمارهٔ ۱۴۹از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
  7. شمارهٔ ۱۵۰از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
  8. شمارهٔ ۱۵۱به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.