پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

آرد شبیخون چون هجرت ای ماه

گیرد بلندی شبهای کوتاه

مجنون محزون گریان به وادی

لیلای سرخوش خندان به خرگاه

از میوه تو ای نخل سرکش

ما را چه حاصل با دست کوتاه

مگشای محمل درین گذرگه

کشتی میفکن در این خطرگاه

گر زلتی رفت با دوست میگوی

ورحاجتی هست از دوست میخواه

گریان تو منشین بنگر درین باغ

خندیدن گل بر عمر کوتاه

گویا که دارد پیغام و صلی

پیکی شتابان می آید از راه

تو مست خواب و از یارب من

آمد بیارب مرغ سحرگاه

کاهید جان را عشق طبیبم

آگاهیش نه زین عشق جانکاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  2. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۴۸از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  4. شمارهٔ ۱۴۹از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
  5. شمارهٔ ۱۵۰از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
  6. شمارهٔ ۱۵۱به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
  7. شمارهٔ ۱۵۲به ساقی گفت در میخانه مستی
  8. شمارهٔ ۱۵۳ببخشا ای که میر کاروانی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.