پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

از نفس گرم من عالمی افروخته

می نگرم هر کرا ز آتش من سوخته

داغ غم تو بدل موسم پیری رسید

صبح دمید و هنوز شمع من افروخته

بهر شهانست گنج خاص خودم آنکه هست

مخزن صد گوهر این جان غم اندوخته

ماه و ره بندگی، خواجه مزن طعنه ام

بر قدم این جامه را دست قضا دوخته

عشق در آن وادیم سوخت که از رهروان

تو ده خاکستری هر قدم اندوخته

جان اسیران که سوخت باز؟ کز آن صیدگاه

آید وآرد نسیم بال و پر سوخته

گو منما رخ بمن حاجت نظاره نیست

شوق تو در دیده ام بس نگه اندوخته

خنده ترا و مرا گریه بود خوش، که داد

آنکه ترا خنده یاد، گریه ام آموخته

نور محبت طبیب از دل بی غم مجوی

کی دهدت پرتوی شمع شب افروخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  2. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  3. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۴۸از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  5. شمارهٔ ۱۴۹از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
  6. شمارهٔ ۱۵۰از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
  7. شمارهٔ ۱۵۱به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
  8. شمارهٔ ۱۵۲به ساقی گفت در میخانه مستی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.