پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده

دمید صبح و همان شمع در میان مانده

کسی که رفت به منزل کجا به یاد آرد

ز واپسی که به دنبال کاروان مانده

ز طایران کهن آشیان این گلشن

غنیمت است که مشت پری نشان مانده

کنون که رخصت گلگشت گلشنم دادند

نه عندلیب و نه گلچین نه باغبان مانده

طبیب وقت تو خوش باد کز حکایت عشق

به یادگار بسی از تو داستان مانده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۴۸از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  3. شمارهٔ ۱۴۹از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
  4. شمارهٔ ۱۵۰از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
  5. شمارهٔ ۱۵۱به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
  6. شمارهٔ ۱۵۲به ساقی گفت در میخانه مستی
  7. شمارهٔ ۱۵۳ببخشا ای که میر کاروانی
  8. شمارهٔ ۱۵۴تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.