پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن

من تن و تو جان جدا از جان کجا خواهم شدن

گر تو بوی پیرهن داری ز مشتاقان دریغ

از پی دریوزه در پیش صبا خواهم شدن

وقت آن آمد که گیرم گوشه‌ای از همدمان

بس که دیدم بی‌وفایی بی‌وفا خواهم شدن

هر بری کآورد نخلم هستیم بر خاک ریخت

من چه دانستم که بی‌برگ و نوا خواهم شدن

می‌تپد مرغ دلم در سینه چون بسمل طبیب

غالبا در دام عشقی مبتلا خواهم شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰شب چو بمیرم بسر کوی تو
  2. شمارهٔ ۱۴۱دارم به چمن چه کار، بی تو
  3. شمارهٔ ۱۴۲یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
  4. شمارهٔ ۱۴۳از نفس گرم من عالمی افروخته
  5. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  6. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  7. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  8. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.