پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان

پریشانان نکو دانند احوال پریشانان

ملک آسوده در خلوت‌سرا و دادخواهان را

دریغا خون کند در دل تغافل‌های دربانان

نکویان سست‌پیمانان و من داغم درین گلشن

که می‌خوانند گل‌های چمن را سست‌پیمانان

مکن منع از گرستن عاشقان را حسبة لله

میفشان آستین بر دیده خون دل‌افشانان

نهانی رازهای عشق را شادم که در مجلس

ندیدم چون سبک‌روحی نهفتم از گران‌جانان

به حالم گرفتد کافر شود شایسته رحمت

نه آخر من مسلمانم خدا را ای مسلمانان

رسد نازش به مرغان چمن گو مرغ روح من

بگردد بعد مردن گرد کویت بال‌افشانان

کِیَم من تا به خاکم رنجه سازی آن کف پا را؟

به خاک من گذاری کن نگارا با رگی رانان

به این آلوده دامانی که من رفتم زهی حسرت

که پاکان بگذرند از تربتم برچیده‌دامانان

طبیب از چشم خلق افتادم و رسم قدیمست این

که می‌افتد نهال بی‌ثمر از چشم دهقانان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
  2. شمارهٔ ۱۴۰شب چو بمیرم بسر کوی تو
  3. شمارهٔ ۱۴۱دارم به چمن چه کار، بی تو
  4. شمارهٔ ۱۴۲یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
  5. شمارهٔ ۱۴۳از نفس گرم من عالمی افروخته
  6. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  7. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  8. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.