پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

جانا در انتظار تو شد روزگار من

و آن انتظار هیچ نیاید بکار من

بهر تسلیم بود این بس که آورد

گاهی مرا به یاد، فراموشکار من

شاید مرا بیاد تو آرد درین چمن

مشت پری که مانده بجا یادگار من

فرخنده طایری ز ریاض محبتم

بر خویشتن ببال که کردی شکار من

از ساغر نشاط مده باده ام که نیست

جز خون دل طبیب می خوشگوار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن
  2. شمارهٔ ۱۳۹بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
  3. شمارهٔ ۱۴۰شب چو بمیرم بسر کوی تو
  4. شمارهٔ ۱۴۱دارم به چمن چه کار، بی تو
  5. شمارهٔ ۱۴۲یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
  6. شمارهٔ ۱۴۳از نفس گرم من عالمی افروخته
  7. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  8. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.