پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن

به تلافی تغافل نگهی به ناز کردن

نتوان چو فاش از تو سر شکوه باز کردن

من و محرمی و کنجی بنهفته راز کردن

چه تمتع است ما را ز تو ای نهال سرکش

که بمیوه تو دستی نتوان دراز کردن

مکن احتراز از من که بروی عشقبازان

در وصل چون گشادی نسزد فراز کردن

مگزین جدائی از وی که طبیب خسته دل را

چو بدام هر بستی سمتست باز کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان
  2. شمارهٔ ۱۳۸از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن
  3. شمارهٔ ۱۳۹بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
  4. شمارهٔ ۱۴۰شب چو بمیرم بسر کوی تو
  5. شمارهٔ ۱۴۱دارم به چمن چه کار، بی تو
  6. شمارهٔ ۱۴۲یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
  7. شمارهٔ ۱۴۳از نفس گرم من عالمی افروخته
  8. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.