پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

زبیدادت ننالد چون دل من؟

که هر دم می کنی در خون دل من

ندانستی دلم را قدر و بسیار

بجوئی و نیابی چون دل من

تومعشوقی سزد شادان دل تو

منم عاشق سزد محزون دل من

تو ساغر می کشی با غیر و غافل

که حسرت می کشد در خون دل من

چه ساغرهای حسرت زد شب هجر

به یاد آن لب میگون دل من

مروت نیست ورنه برقی از آه

زدی در خرمن گردون دل من

دلم آمد بتنگ از سینه ای کاش

فتد زین کنج غم بیرون دل من

طبیب آن باده ام در ده که سازد

به یک پیمانه دیگرگون دل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴خفتن نتوان درین گلستان
  2. شمارهٔ ۱۳۵چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
  3. شمارهٔ ۱۳۶جانا در انتظار تو شد روزگار من
  4. شمارهٔ ۱۳۷اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان
  5. شمارهٔ ۱۳۸از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن
  6. شمارهٔ ۱۳۹بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
  7. شمارهٔ ۱۴۰شب چو بمیرم بسر کوی تو
  8. شمارهٔ ۱۴۱دارم به چمن چه کار، بی تو
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.