پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم

گرچه ارزان خرم این جنس و گران بفروشم

منم آن قدرشناسی که اگر مهر ترا

بفروشم به دو عالم به زیان بفروشم

دل‌گران نیستم از درد غمت تا آسان

اینچنین درد به درمان گران بفروشم

ای دل از ما مطلب صبر که در رشته عشق

آشکارا خرم این جنس و نهان بفروشم

شادم از جور تو چندان که بدین دست تهی

گر فروشم به کسی دل‌نگران بفروشم

کارم افتاد به بیداری شب‌ها آن به

که به راحت‌طلبان خواب گران بفروشم

بس ملولم من ازین گفت و شنید آن بهتر

بخرم گوش گرانی و زبان بفروشم

مشو این خواجه خریدار طبیبش که مراست

کی من این بنده شایسته گران بفروشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
  2. شمارهٔ ۱۲۶بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
  3. شمارهٔ ۱۲۷غافل مشو از حال من بی‌سروسامان
  4. شمارهٔ ۱۲۸نهانی رازهای دوستداران
  5. شمارهٔ ۱۲۹نگارینا دل پر درد من بین
  6. شمارهٔ ۱۳۰هر کرا یاری برای خویشتن
  7. شمارهٔ ۱۳۱دل می برد دل ای هوشمندان
  8. شمارهٔ ۱۳۲زبیدادت ننالد چون دل من؟
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.