پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم

در زیر سر نهاده خشتی و خفته باشم

خاص تو کرده ام دل کاوش کنش بمژگان

دراین خرابه گنجی شاید نهفته باشم

عشق تو کردم اظهار شد رنجه طبع اغیار

کی می توانم انکار حرفی که گفته باشم

صد گل درین گلستان بشکفت و جور گلچین

گو یک دو روز بگذار منهم شکفته باشم

بر من طبیب پنهان بستند بس رقیبان

من هم بود کز ایشان حرفی نهفته باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
  2. شمارهٔ ۱۲۷غافل مشو از حال من بی‌سروسامان
  3. شمارهٔ ۱۲۸نهانی رازهای دوستداران
  4. شمارهٔ ۱۲۹نگارینا دل پر درد من بین
  5. شمارهٔ ۱۳۰هر کرا یاری برای خویشتن
  6. شمارهٔ ۱۳۱دل می برد دل ای هوشمندان
  7. شمارهٔ ۱۳۲زبیدادت ننالد چون دل من؟
  8. شمارهٔ ۱۳۳از سر کوی تو دردا که من دلنگران
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.