پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم

از تو ای پیمان‌شکن امید دیگر داشتم

داشتم امید وصل اکنون به هجران خوشدلم

عاقبت بر دل نهادم آنچه در سر داشتم

سرکشی ای شاخ گل از بلبل خود تا به چند

کاشکی من آشیان بر شاخ دیگر داشتم

در خیالت سر به زانو دوش خوابم برده بود

یارب از آن خواب خوش بهر چه سر برداشتم

ای خوش آن شب‌ها که در هجر فروزان اختری

مردمان در خواب و من چشمی به اختر داشتم

مردم از افسردگی افسوس از آن عهدی طبیب

کآستین را هر زمان بر دیدهٔ تر داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸نهانی رازهای دوستداران
  2. شمارهٔ ۱۲۹نگارینا دل پر درد من بین
  3. شمارهٔ ۱۳۰هر کرا یاری برای خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۳۱دل می برد دل ای هوشمندان
  5. شمارهٔ ۱۳۲زبیدادت ننالد چون دل من؟
  6. شمارهٔ ۱۳۳از سر کوی تو دردا که من دلنگران
  7. شمارهٔ ۱۳۴خفتن نتوان درین گلستان
  8. شمارهٔ ۱۳۵چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.