پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

چه خونها در دل ایام کردیم

که صبحی را بمستی شام کردیم

چه می بود آن، که تا در جام کردیم

وداع ننگ و ترک نام کردیم

مسلمانان درین مدت چرا گوش

بحرف زاهد خود کام کردیم

شکایت نیست ما را هیچ از غیر

که ما خود خویش را بدنام کردیم

هزاران شکر کز دلهای غمناک

غمی در یوزه دردی وام کردیم

بمرغان اسیر از ما بشارت

که طرح آشیان در دام کردیم

از آن از دیده خوبان فتادیم

که در پاس وفا ابرام کردیم

طبیب از ما که می‌گوید به مستان

که ما عهد نوی با جام کردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  2. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  3. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  4. شمارهٔ ۱۲۴خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
  5. شمارهٔ ۱۲۵به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
  6. شمارهٔ ۱۲۶بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
  7. شمارهٔ ۱۲۷غافل مشو از حال من بی‌سروسامان
  8. شمارهٔ ۱۲۸نهانی رازهای دوستداران
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.