پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم

تو بگشایی میان و من پی خدمت کمر بندم

نگاری کز رخش یک لحظه نتوانم نظر بندم

نمی‌دانم چه سان از کوی او رخت سفر بندم

چه طرفی زآشیان بستند مرغان تا درین گلشن

روم من آشیان تازه‌ای بر یکدگر بندم

ز دهقانی که چشم تربیت دارم چه حالست این

که نخلم را فکند از پای تا رفتم ثمر بندم

دلت از ناله‌ام گر با ترحم آشنا گردد

اشارت کن که چون نی بهر نالیدن کمر بندم

به نالیدن خوشم ورنه مرا کاری نمی‌باشد

از آن هرشب در کاشانه بر روی اثر بندم

طبیب این لازم عشقست کان بیدادگر با من

کند هرچند جور افزون بر او دل بیشتر بندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
  2. شمارهٔ ۱۲۱نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  3. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  4. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  5. شمارهٔ ۱۲۴خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
  6. شمارهٔ ۱۲۵به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
  7. شمارهٔ ۱۲۶بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
  8. شمارهٔ ۱۲۷غافل مشو از حال من بی‌سروسامان
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.