پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم

آن فرصتم کجاست که کار دگر کنم

خوش آن زمان که پیش تو چون رو دهد وصال

بنشینم و حکایت هجر تو سر کنم

دردا که از گذار غمت در بساط دل

اشگی نماند کز ستمت دیده،تر کنم

در سنگ خاره نیست اثر ناله را و من

می نالم آنقدر که دلت را خبر کنم

تا توتیای دیده من خاک پای تست

حیفست گریه گر من خونین جگر کنم

تا با شدم بدیده دل قطره ای طبیب

زنهار ترک گریه شام و سحر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹چه خونها در دل ایام کردیم
  2. شمارهٔ ۱۲۰آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
  3. شمارهٔ ۱۲۱نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  4. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  5. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  6. شمارهٔ ۱۲۴خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
  7. شمارهٔ ۱۲۵به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
  8. شمارهٔ ۱۲۶بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.