پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

بهتر آنست که پا از سر بازار کشم

تا بکی دردسر از بار خریدار کشم

رفته در پای دلم خاری و افغان که مرا

نیست آندست که از پای دل آن خار کشم

کرده ای بر ستمم عادت از آن می ترسم

کآخر از جور تو، آهی ز دل زار کشم

من که از تنگی دل ذوق گلستانم نیست

تا قفس هست چرا حسرت گلزار کشم

جوش زد خون دل از دیده من نیست طبیب

آستینی که باین دیده خونبار کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم
  2. شمارهٔ ۱۱۹چه خونها در دل ایام کردیم
  3. شمارهٔ ۱۲۰آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
  4. شمارهٔ ۱۲۱نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  5. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  6. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  7. شمارهٔ ۱۲۴خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
  8. شمارهٔ ۱۲۵به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.