پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم

نالیم آنقدر که جهان را خبر کنیم

نشنیده ایم بوی وفا چون درین چمن

با چشم تر چو قطره شبنم سفر کنیم

پرسد اگر کسی زدل ناتوان ما

آهی زدل کشیم و سخن مختصر کنیم

تا می توان ز خون دل داغدار خویش

چون لاله در قدح می بی دردسر کنیم

تا در بساط دیده نمی هست چون صدف

کی چشم خود سفید به آب گهر کنیم

غمگین مباش کز جگر آتشین طبیب

آهی کشیم و چاره دامان تر کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
  2. شمارهٔ ۱۱۷جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
  3. شمارهٔ ۱۱۸خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم
  4. شمارهٔ ۱۱۹چه خونها در دل ایام کردیم
  5. شمارهٔ ۱۲۰آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
  6. شمارهٔ ۱۲۱نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  7. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  8. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.