پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

رحمی، رحمی که از کنارم

رفتی تو و کشت انتظارم

هر چند که تیره روزگارم

صد شکر پسند طبع یارم

هر دم بهوای تیغش از جیب

چون شمع سر دگر برآرم

از سوختنم گزیر نبود

در گلشن روزگار خارم

چون غنچه چیده نیست هرگز

پروای خزان غم بهارم

در بستر غم شب جدائی

می نالم و همدمی ندارم

زحمت ندهم بچاره سازان

کز چاره گذشته است کارم

شد آب و زدیده ام روان شد

از آتش عشق جسم زارم

گیرم که طبیب دوست بخشد

از کرده خویش شرمسارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم
  2. شمارهٔ ۱۱۲بی‌تو خود را بس که از تاب و توان انداختم
  3. شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۱۴شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
  5. شمارهٔ ۱۱۵گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم
  6. شمارهٔ ۱۱۶بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
  7. شمارهٔ ۱۱۷جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
  8. شمارهٔ ۱۱۸خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.