پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم

از گریه چاره دل ناشاد می‌کنم

راهی چو در دل تو ندارم ازین چه سود

کز ناله رخنه در دل فولاد می‌کنم

از دیده‌ام سرشک چو هوشم ز سر رود

هرگاه چشم مست ترا یاد می‌کنم

تا باشم از شمار ستمدیدگان طبیب

دل را نشان ناوک صیاد می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
  2. شمارهٔ ۱۱۱ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم
  3. شمارهٔ ۱۱۲بی‌تو خود را بس که از تاب و توان انداختم
  4. شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۴شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
  6. شمارهٔ ۱۱۵گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم
  7. شمارهٔ ۱۱۶بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
  8. شمارهٔ ۱۱۷جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.