پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم

نه چنان آمده بودم که چنین برخیزم

ای خوش آن لحظه که در بزم نشست تو و من

پی خدمت چو غلامان ز کمین برخیزم

هر که برخاست ز کوی تو پشیمان گردید

بچه امید من خاک نشین برخیزم

منم آن صبح سعادت که از آن خواب گران

نگران بر رخت ای ماه جبین برخیزم

دم آخر مرو از دیده که من از سر جان

به امید نگه بازپسین برخیزم

بودم راه اگر در حرم وصل طبیب

می‌توانم ز سر خلد برین برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
  2. شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۹رحمی، رحمی که از کنارم
  4. شمارهٔ ۱۱۰ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
  5. شمارهٔ ۱۱۱ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم
  6. شمارهٔ ۱۱۲بی‌تو خود را بس که از تاب و توان انداختم
  7. شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۱۴شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.