پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم

یادگاری ز سر زلف نگاری دارم

چه دهم دل بکسی تا غم یاری دارم

کاین دل خون شده را از پی کاری دارم

برد اندیشه یاری ز بس از کار مرا

خبرم نیست که اندیشه یاری دارم

به نگاهی که به سویم کند از گوشه چشم

قانعم گر هوس بوس و کناری دارم

سادگی بین که درین بحر که پایانش نیست

گشته ام غرقه و امید کناری دارم

گر نیارم بنظر تاج شهان معذورم

دیده بر گرد ره شاهسواری دارم

بیقرارم مکن از وعده وصلت زنهار

که همان با غم هجر تو قراری دارم

مزن از ناله بمن آتش ازین بیش طبیب

که دل سوخته و جان فگاری دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۹رحمی، رحمی که از کنارم
  3. شمارهٔ ۱۱۰ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
  4. شمارهٔ ۱۱۱ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم
  5. شمارهٔ ۱۱۲بی‌تو خود را بس که از تاب و توان انداختم
  6. شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۱۴شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
  8. شمارهٔ ۱۱۵گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.