پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف

نازده بر سینه‌ام زخم دگر، بگذشت حیف

کشتی ما را که عمری بود جویای نهنگ

بر کنار افکند موج و از خطر بگذشت حیف

گفتم از باغ تو چینم میوه‌ای، تا در گشود

باغبان بر روی من وقت ثمر بگذشت حیف

کار خود را چاره از آه سحر جویند خلق

چاره کار من از آه سحر بگذشت حیف

از هجوم خار در گلشن ز بس جا تنگ گشت

عندلیب از وصل گل با چشم تر بگذشت حیف

بعد عمری از پی پرسش طبیب خسته را

گرچه یار آمد به سر، زآن پیشتر بگذشت حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
  2. شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
  3. شمارهٔ ۱۰۴در دل اگر باشدم غیر وصال توکام
  4. شمارهٔ ۱۰۵مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
  5. شمارهٔ ۱۰۶از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
  6. شمارهٔ ۱۰۷صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
  7. شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۹رحمی، رحمی که از کنارم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.