پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک

چه فروغی دهدم شمع به پایان نزدیک

مکن از گریه مرا منع که واپس نرود

اشگ گرمی که رسیدست به مژگان نزدیک

گریه امشب همه شب گرد دلم می‌گردد

شده گویا اثری باز با فغان نزدیک

دلخراشست دگر ناله مرغان پیداست

که رسیدست خزانی به گلستان نزدیک

من و از دور نگاهی به تو، آن بختم کو

که نشینی به من بی‌سر و سامان نزدیک

شمع آخر شد و پروانه ز پرواز نشست

نشد این تیره شب هجر به پایان نزدیک

باخبر باش درین بادیه از عشق طبیب

کآتش از دور نماید به بیابان نزدیک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
  2. شمارهٔ ۱۰۴در دل اگر باشدم غیر وصال توکام
  3. شمارهٔ ۱۰۵مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
  4. شمارهٔ ۱۰۶از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
  5. شمارهٔ ۱۰۷صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
  6. شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۹رحمی، رحمی که از کنارم
  8. شمارهٔ ۱۱۰ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.