پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

چه دامست این که هر مرغی که می‌گردد گرفتارش

نمی‌آید به خاطر پر گشودن‌های گلزارش

عجب نبود ز خاکش تا قیامت بوی خون آید

بیابانی که آب از دیده من می‌خورد خارش

ندارد آگهی از محنت شب‌های مهجوران

کسی کو شب به راحت خفته باشد در بر یارش

مگیر از ساقی دوران قدح گر زندگی خواهی

که از زهر جفا لبریز باشد جام سرشارش

درین بستان بود طبع من آن طوطی که می‌ریزد

به جای شهد زهر و جای شکر خون منقارش

طبیب از دولت وصل تو کامش کی شود حاصل

همان بهتر که باشد با غم هجری سرو کارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
  2. شمارهٔ ۱۰۰زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
  3. شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
  4. شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
  5. شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
  6. شمارهٔ ۱۰۴در دل اگر باشدم غیر وصال توکام
  7. شمارهٔ ۱۰۵مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
  8. شمارهٔ ۱۰۶از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.