پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش

ور زانکه می کشی ز پی امتحان مکش

آمد بر استخوان چو مرا ناوکت مکن

بر من جفا و ناوکم از استخوان مکش

یابند چون زبوی تو جان کشتگان تو

تا نگذری بخاک شهیدان عنان مکش

ای شاخ گل که باد ترا سرکشی فزون

زنهار سر ز تربیت باغبان مکش

ای گل زبلبلان چه کشی دامن از غرور

دامن ز بلبلان کهن آشیان مکش

اینست اگر سلامت وارستگان خاک

ای غرقه خویش را بکنار از میان مکش

جویای فیض از در یک آستانه باش

هر دم خروش بر در هر آستان مکش

چون نیست مصلحت که شود فاش راز عشق

گر آگهی تو پرده زر از نهان مکش

گر دل ترا بکعبه مقصود می کشد

دست طلب ز دامن پیر مغان مکش

آن به که هیچکس نشناسد ترا طبیب

بیهوده رنج از پی نام و نشان مکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸به من آن بی‌وفا یارب که بادا خاطر شادش
  2. شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
  3. شمارهٔ ۱۰۰زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
  4. شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
  5. شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
  6. شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
  7. شمارهٔ ۱۰۴در دل اگر باشدم غیر وصال توکام
  8. شمارهٔ ۱۰۵مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.