پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس

دل می‌کشدش باز که افزون نگرد کس

کو طاقت نظاره بزمی که بود یار

هم‌صبحت اغیار و ز بیرون نگرد کس

خسرو نگران بر رخ شیرین و ز غیرت

فرهاد نخواهد که به گلگون نگرد کس

زین پیش چه حاصل که به حالم نظرت بود

باید که به این خسته‌دل اکنون نگرد کس

هیهات که بر سرو روان دیده گشاید

در جلوه گر آن قامت موزون نگرد کس

از حسرت دیدار تو گر جان بسپارد

بر روی تو از شرم دگر چون نگرد کس

آنجا که سخن می‌رود از سر محبت

تا چند ترا گوش به افسون نگرد کس

داغ دلش از آه جگرسوز طبیب است

هر لاله که بر دامن هامون نگرد کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
  2. شمارهٔ ۹۷چه دامست این که هر مرغی که می‌گردد گرفتارش
  3. شمارهٔ ۹۸به من آن بی‌وفا یارب که بادا خاطر شادش
  4. شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
  5. شمارهٔ ۱۰۰زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
  6. شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
  7. شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
  8. شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.