پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز

خوش آنکه هست سر غمت را نشان هنوز

بر دل بسی نهفته ام اما نیامدست

حرف شکایت تو مرا بر زبان هنوز

قدر وفا نگر تو که از قحط مشتری

ماندست این متاع از آن کاروان هنوز

هر چند سرگرانیش از حد گذشته است

بستن بیار عهد وفای توان هنوز

عمرم بسر رسید و دلم گرم ناله باز

پایان منزلست و جرس در فغان هنوز

گل در چمن شکفت و دریغا که عندلیب

خاری نمی کشد ز پی آشیان هنوز

منعم ز گریه روز وداعش چه می کنی؟

محمل نگشته است ز چشمم نهان هنوز

کامم نداده کشت بتیغ ستم طبیب

از من تهی نگشته دل آسمان هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
  2. شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
  3. شمارهٔ ۹۷چه دامست این که هر مرغی که می‌گردد گرفتارش
  4. شمارهٔ ۹۸به من آن بی‌وفا یارب که بادا خاطر شادش
  5. شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
  6. شمارهٔ ۱۰۰زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
  7. شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
  8. شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.