پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار

که از آن مرحله من دل‌نگران بستم بار

به تو محتاج چنانم که فقیری به درم

به تو مشتاق چنانم که غریقی به کنار

بی‌تو بر سینه زنم هرچه درین ناحیه سنگ

بی‌تو بر دل شکنم هرچه درین باد به خار

همه در وصل و ندانم به که نالم از هجر

همه سرمست و ندانم به که گویم ز خمار

من و از عشق صبوری به چه تاب و چه توان

من و از کوی تو دوری به چه صبر و چه قرار

با گدایی تو از خواجگی‌ام باشد ننگ

با غلامی تو از خسروی‌ام باشد عار

بوی زلفین توام به بود از نافهٔ چین

خاک نعلین توام به بود از مشک تتار

صفت عشق ندانی تو که عاشق نشدی

حال بیمار ندانی چو نگشتی بیمار

گرچه تیغم بزند فرق من و مقدم دوست

گرچه زارم بکشد دست من و دامن یار

نبود دوست اگر از دوست برآید بخروش

نبود یار گر از یار برآرد زنهار

به فروماندگی‌ام کیست کند مرحمتی

کاروان رفته و افتاده مرا در گل بار

به خدنگم زد و افگند و به تفراک نبست

شهسواری که در این بادیه می‌کرد شکار

رفته‌ای ای که به منزل، خبری بازبگیر

واپسی را که درین بادیه ماند از رفتار

از زلالی که به من می‌دهد امروز چه سود

که ز بس سوخت مرا تشنه‌لبی جان فگار

عجبی نیست ازین سینهٔ سوزان طبیب

که پس از مرگ گیاهیش نروید ز مزار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
  2. شمارهٔ ۹۱ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
  3. شمارهٔ ۹۲دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز
  4. شمارهٔ ۹۳صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
  5. شمارهٔ ۹۴هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس
  6. شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
  7. شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
  8. شمارهٔ ۹۷چه دامست این که هر مرغی که می‌گردد گرفتارش
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.