پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

گفتی از جور فراقت چه به من می‌گذرد

آنچه از باد خزانی به چمن می‌گذرد

خونم از شوق به جوش آمده ای همسفران

تا کجا حرف عزیزان وطن می‌گذرد

به سراغم همه‌جا گریه‌کنان می‌آیی

گر بدانی که به غربت چه به من می‌گذرد

طرفه راهی‌ست ره عشق که هرکس سر کرد

از غم جان و ز اندیشه تن می‌گذرد

لب ز افسانه فروبند که در محفل عشق

سخن آنجا همه از تیغ و کفن می‌گذرد

بگذرد بر دلم از یاد وطن آنچه طبیب

به عقیق از غم حرمان به یمن می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر
  2. شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
  3. شمارهٔ ۹۱ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
  4. شمارهٔ ۹۲دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز
  5. شمارهٔ ۹۳صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
  6. شمارهٔ ۹۴هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس
  7. شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
  8. شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.