پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

هرگز به یاد ما زر و گوهر نمی‌رسد

ما را بی‌غیر یار به خاطر نمی‌رسد

اشکی به دیده کی رسد از گرمی جگر

از شیشه این شراب به ساغر نمی‌رسد

در پیش ما که بی‌سروسامان عالمیم

دردسری به منت افسر نمی‌رسد

دل معرفت ز عشق پذیرد که آینه

روشنگری چو نیست به جوهر نمی‌رسد

تا کی طبیب شکوه کنی از جفای دهر

شرح غم فراق به آخر نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار
  2. شمارهٔ ۸۹به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر
  3. شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
  4. شمارهٔ ۹۱ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
  5. شمارهٔ ۹۲دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز
  6. شمارهٔ ۹۳صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
  7. شمارهٔ ۹۴هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس
  8. شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.