پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز

کس خریدار من زار نگردد هرگز

ای خوش آن می که چو هشیار کشد ز آن گردد

آنچنان مست که هشیار نگردد هرگز

من و آن گوهر ارزنده که پیرامن آن

بس گرانست خریدار نگردد هرگز

ای خوش آن دام که اندیشه آزادی آن

در دل مرغ گرفتار نگردد هرگز

غیر یاری که مرا بازستاند از من

به که با من دگری یار نگردد هرگز

گو میندیش زمن خصم که بخت سیهم

پاسبانیست که بیدار نگردد هرگز

فاش شد راز دل افسوس ز غمازی اشگ

مدعی محرم اسرار نگردد هرگز

از شکر خنده طبیب آنکه نمک ریخت به دل

مرهم سینه افگار نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز
  2. شمارهٔ ۹۳صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
  3. شمارهٔ ۹۴هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس
  4. شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
  5. شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
  6. شمارهٔ ۹۷چه دامست این که هر مرغی که می‌گردد گرفتارش
  7. شمارهٔ ۹۸به من آن بی‌وفا یارب که بادا خاطر شادش
  8. شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.