پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

زبامی چو بینم که ماهی برآید

به یاد توام از دل آهی برآید

زدل هر دمم گرنه آهی برآید

کی از کنج چشمش نگاهی برآید

ندارد ملک چون سرداد خواهان

چه از ناله دادخواهی برآید

بسی تیره روزم، بود کز کناری

شبم را فروزنده ماهی برآید

خوشم با جفایش دلی چون شکیبم

که نپسندد از سینه آهی برآید

زمردم نهان ریز خونم مبادا

که فردا بقتلم گواهی برآید

بود کز تو ای ابر رحمت زخاکم

گلی گر نروید گیاهی برآید

رسد آنچه بر ما ز فیض گدائی

که از همت پادشاهی برآید

بتاج شهان گرزند خنده شاید

گلی گر ز طرف کلاهی برآید

بود گر امید وصالی چه پروا

به هجران اگر سال و ماهی برآید

ز بس ناتوانی، طبیب جفاکش

ز دل ناله‌اش گاه‌گاهی برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود
  2. شمارهٔ ۸۵تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود
  3. شمارهٔ ۸۶هرگز به یاد ما زر و گوهر نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۸۷گفتی از جور فراقت چه به من می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۸۸قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار
  6. شمارهٔ ۸۹به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر
  7. شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
  8. شمارهٔ ۹۱ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.