پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

کدام شب که فغانم به آسمان نرسد

خدا کند که ز دوری کسی به جان نرسد

از آن همیشه ترا سر بر آستان دارم

که پای غیر برین خاک آستان نرسد

من و گلی که زبس سرکشی درین گلشن

بشاخ گلبن او دست باغبان نرسد

هزار شکوه گر از دوست باشدت بر دل

نهفته دار که شرطست بر زبان نرسد

چه از رهائی آن صید ناتوان خیزد

که گرز دام برآید بآشیان نرسد

بمحفلی که تو ساقی شوی سزد از رشگ

دعا کنیم که جامی بدیگران نرسد

زکین غیر چه اندیشه عاشقان ترا

بمحرمان ملک تیغ پاسبان نرسد

بهجر عشق طبیب آرزوی ساحل چیست

که کشتی تو ازین بحر بر کران نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳مرا کام دل گر ز یاری برآید
  2. شمارهٔ ۸۴می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود
  3. شمارهٔ ۸۵تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود
  4. شمارهٔ ۸۶هرگز به یاد ما زر و گوهر نمی‌رسد
  5. شمارهٔ ۸۷گفتی از جور فراقت چه به من می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۸۸قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار
  7. شمارهٔ ۸۹به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر
  8. شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.