پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمی‌آید

به جز آهی که آن هم از قفس بیرون نمی‌آید

نمی‌دانم که آسودست در محمل؟ همی‌دانم

که از پاس ادب بانگ جرس بیرون نمی‌آید

بگلزاری که بندم آشیان یارب چه بختست این

کز آن گلزار غیر از خار و خس بیرون نمی‌آید

طبیب از آتش عشقت سراپا سوخت حیرانم

که از پای دلش خار هوس بیرون نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷نه همین زآتش عشقت دل ما می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۷۸مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
  3. شمارهٔ ۷۹در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد
  4. شمارهٔ ۸۰از آن آهم ز دل مشکل برآید
  5. شمارهٔ ۸۱کدام شب که فغانم به آسمان نرسد
  6. شمارهٔ ۸۲زبامی چو بینم که ماهی برآید
  7. شمارهٔ ۸۳مرا کام دل گر ز یاری برآید
  8. شمارهٔ ۸۴می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.