پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد

نمی‌دانم به امّید چه بلبل آشیان بندد

خدنگش رخنه‌ها در استخوانم کرد و حیرانم

که تا کی در کمینم آسمان زه در کمان بندد

چو شد بیرون ز کف فرصت چه کامی یابم از وصلش

زهی حسرت که نخل من ثمر فصل خزان بندد

حریم خاص عشقست این که از غیرت نگهبانش

ز هرکس در گشاید بر رخش اول زبان بندد

طبیب خسته کی دل می‌تواند بر تو بست ای مه

که در کوی تو خود را بر سگان آستان بندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱کدام شب که فغانم به آسمان نرسد
  2. شمارهٔ ۸۲زبامی چو بینم که ماهی برآید
  3. شمارهٔ ۸۳مرا کام دل گر ز یاری برآید
  4. شمارهٔ ۸۴می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود
  5. شمارهٔ ۸۵تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود
  6. شمارهٔ ۸۶هرگز به یاد ما زر و گوهر نمی‌رسد
  7. شمارهٔ ۸۷گفتی از جور فراقت چه به من می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۸۸قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.