پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

گو روزگار هرچه تواند به ما کند

ما و تو را مباد که از هم جدا کند

مرغ شکسته بالم و صیاد بی‌وفا

ترسم به این بهانه ز دامم رها کند

آزار ما بسست، که خود را بخون کشد

کاوش کسی که با دل مجروح ما کند

گستاخ می وزد بحریم چمن رواست

گر عندلیب شکوه زباد صبا کند

در هجر اگر طبیب شبی روز کرده ای

دانی شب فراق به روزم چه‌ها کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند
  2. شمارهٔ ۷۲گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند
  3. شمارهٔ ۷۳تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
  4. شمارهٔ ۷۴آنان که در طلب به پی دل نمی‌رسند
  5. شمارهٔ ۷۵من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۷۶فریاد من به چرخ نه هردم نمی‌رسد
  7. شمارهٔ ۷۷نه همین زآتش عشقت دل ما می‌سوزد
  8. شمارهٔ ۷۸مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.