پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند

باد خزان ببین به گلستان چه می‌کند

منعم کنی ز گریه خونین و با دلم

آگه نیی که کاوش مژگان چه می‌کند

از دامن وصال تو دستی که کوته است

ای وای اگر رسد به گریبان چه می‌کند

آن بلبلی که کنج غمی همچو دام یافت

این یک دُو روزه سِیرِ گلستان چه می‌کند

دامن‌کشان چو بگذری از خاک کشتگان

نظاره کن که خون شهیدان چه می‌کند

سیمین‌تنی که خنده زند بر صفای صبح

در حیرتم که گل به گریبان چه می‌کند

تا کی طبیب تهمت نظاره می‌کشی

با حسن یار دیده حیران چه می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد
  2. شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند
  3. شمارهٔ ۷۲گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند
  4. شمارهٔ ۷۳تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
  5. شمارهٔ ۷۴آنان که در طلب به پی دل نمی‌رسند
  6. شمارهٔ ۷۵من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۷۶فریاد من به چرخ نه هردم نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۷۷نه همین زآتش عشقت دل ما می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.