پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟

از نظر افکندی‌ام، یاران به یاران این کنند؟

کشت و افکند و به فتراکم نبست آن شهسوار

دیده‌ای هرگز به صیدی شهسواران این کنند؟

سوخت جانم از خمار و ساقی‌ام جامی نداد

ساقیا در انجمن با میگساران این کنند؟

مرهم لطف از تو جستم زخم بیدادم زدی

دل‌نوازان جان من با دل‌فگاران این کنند؟

می‌کنی هر دم به من ظلمی نگاران دلبرا

با اسیران بلا در روزگاران این کنند؟

هوشیاران را نباشد جز جفا قسمت طبیب

حیرتی دارم چرا با هوشیاران این کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
  2. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
  3. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
  4. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  5. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  6. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
  7. شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند
  8. شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.