پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد

نصیبم نکهتی زان طره شبگون نخواهد شد

کمال ناامیدی بین کزان نامهربان شادم

به من بی‌مهریش گر زانچه هست افزون نخواهد شد

من و از محفلش اندیشه رفتن؟ محالست این

که هرکس در بهشت آمد دگر بیرون نخواهد شد

چرا بندم به دل‌نشناس یاری دل که می‌دانم

نثارش گر کنم صد جان ز من ممنون نخواهد شد

ز کف مگذار جام عشق اگر عیش ابد خواهی

کزین می هرکه شد سرخوش دگر محزون نخواهد شد

طبیب اینست اگر با عاشقان بی‌مهری گردون

به سامان کارم از بی‌مهری گردون نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
  2. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
  3. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  4. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  5. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
  6. شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند
  7. شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند
  8. شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.