پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

کجا کسی غم شبهای تار من دارد

بحز وفا، که سری در کنار من دارد؟

باین خوشم که تو را شرمسار من سازد

تحملی که دل برد بار من دارد

سزای دوستیم بین که هر کجا ستمی است

ذخیره از پی جان فگار من دارد

گذشت یار زمن سرگران و دانستم

که کار با من و با روزگار من دارد

چرا خموش نباشم چو بشنوی از من

شکایتی که دل بیقرار من دارد

مبادا از تو خیالم بجز خیالت اگر

گذار در دل امیدوار من دارد

زدود آه دل من طبیب معلومست

که آتشی بکمین خار خار من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
  2. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  3. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  4. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
  5. شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند
  6. شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند
  7. شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد
  8. شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.